معماری داخلی

معماری داخلی طراحی یک ساختمان یا سرپناه از داخل به بیرون یا طراحی یک فضای داخلی جدید برای یک نوع خانه قابل تعمیر است. این امر می تواند به طرح و نقشه اولیه استفاده شده برای فضای داخلی ساختمان، به طراحی مجدد فضای داخلی آن که بعداً برای تطبیق با هدف تغییر یافته انجام شده است، یا به تجدید نظر قابل توجه یک طرح اصلی برای استفاده مجدد اشاره داشته باشد. دومی اغلب بخشی از شیوه‌های معماری پایدار است که به موجب آن منابع با «بازیافت» یک ساختار از طریق طراحی مجدد تطبیقی ​​حفظ می‌شوند.

معماری داخلی که عموماً به عنوان هنر طراحی محیط داخلی نامیده می‌شود، همچنین به فرآیندی اطلاق می‌شود که در آن فضاهای داخلی ساختمان‌ها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که به تمام جنبه‌های استفاده انسان در فضاهای سازه‌ای آن‌ها بپردازند. به زبان ساده، معماری داخلی طراحی محیط داخل ساختمان از نظر معماری است.

معماری داخلی ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:

  • هنر و علم طراحی و برپایی ساختمان ها و نمای داخلی آنها به همراه سایر ویژگی های فیزیکی مرتبط توسط معمار دارای مجوز.
  • فعالیت یک معمار داخلی، که در آن معماری به معنای ارائه خدمات حرفه ای در ارتباط با طراحی و ساخت فضای داخلی ساختمان است که هدف اصلی آن بهره برداری توسط انسان است.
  • یک اصطلاح کلی برای توصیف فضای داخلی ساختمان و ویژگی های فیزیکی مرتبط.
  • سبک یا روش طراحی و ساخت برای فضای داخلی ساختمان و ویژگی های فیزیکی مرتبط.

استفاده مجدد تطبیقی

اگرچه سلسله مراتب فضایی اولیه یک ساختمان همیشه توسط اولین معمار آن ایجاد می شود، این همانی فضای داخلی در نوسازی ها ممکن است وجود نداشته باشد و بنا به دلایل واضح، سازه های قدیمی اغلب توسط طراحان نسل های مختلف با توجه به نیازهای در حال تغییر جامعه با تکامل شهرهای ما اصلاح می شوند. این فرآیند اغلب ساختمان را به عنوان یک نتیجه دوباره معنا می کند و بر این مفهوم استوار است که ساختمان ها هرگز نمی توانند واقعاً کامل و غیرقابل تغییر باشند.

یک ساختمان تغییر یافته ممکن است در نمای بیرونی یکسان به نظر برسد، اما فضای داخلی آن ممکن است از نظر فضایی کاملاً متفاوت باشد. بنابراین معمار داخلی نه تنها باید نسبت به مکان ساختمان در بافت فیزیکی و سیاسی-اجتماعی آن، بلکه به الزامات زمانی تغییر مالکان و کاربران حساس باشد. به این معنا، اگر ساختمان دارای “اسکلت بندی خوب” باشد، ایده اصلی معماری اولیه مراتب فضایی داخلی برای آن سازه است، که پس از آن سایرین ملزم به دنبال کردن آن هستند.

شهرها اکنون مملو از چنین ساختمان‌هایی هستند، شاید بانک‌هایی که اکنون رستوران‌ هستند، شاید کارگاه های صنعتی که اکنون آپارتمان‌ هستند، یا حتی ایستگاه‌های راه‌آهن که به گالری‌های هنری تبدیل شده‌اند. در هر مورد، بقای حافظه جمعی شکل و شخصیت شهر (در محل هایی که دارای ارزش معماری است) به طور کلی مطلوب تر از ساخت یک ساختمان جدید در همان مکان است، اگرچه مسائل اقتصادی عاملی برای تخریب و ساخت ساختمانی جدید است. همچنین می توان حدس زد که ممکن است در سال های آینده فضاهای داخلی جدید بیشتری برای این سازه ها تعریف شود، اما برای هر تغییر، تخصص فنی و فناوری آن دوره تعیین می کند که ساختمان تا چه حد در چرخه عمر ساختمان تغییر می کند.

فضای داخلی برخی از سازه ها به دلیل حفظ ارزش تاریخی، استفاده بدون تغییر یا محدودیت های مالی در طول زمان بدون تغییر باقی می ماند. با این وجود، بیشتر ساختمان‌ها فقط سه آینده داخلی بلند مدت دارند:

اول، برای حفظ بصری بدنه شهری، بسیار مهم تشخیص داده شده‌اند، تنها با استفاده از ابزارهای مدرن خارج از دید، دسترسی، استحکام بخشی به سازه و نیازهای بازسازی تغییر می یابند.

دوم، تخریب شده تا راه را برای یک ساختمان جدید در همان محل باز کند، یا رها شده و به ویرانه تبدیل شود.

در نهایت، برای سازگاری با کاربری های جدید، دوباره طراحی و تغییر یابند.

درجات مختلفی از تغییر وجود دارد – یک تغییر جزئی برای انطباق ساختمان با قوانین قانونی جدید. کاربری موجود را طولانی می کند، اما یک تغییر عمده، مانند حفظ تنها نما، برای همه مقاصد یک ساختمان جدید است. همه این احتمالات در حوزه فعالیت معمار داخلی است.

طراحی داخلی با توجه به ضوابط و الگوپذیری از محیط

اگر معماری با هنر و علم ساختمان های جدید سروکار دارد، پس معماری داخلی به تغییر ساختمان های موجود برای کاربری های جدید مربوط می شود.

پایداری

بخش مهمی در تکامل معماری و طراحی داخلی، موضوع اصلی پایداری و تفکر آگاهانه نسبت به محیط و موادی است که منبع آن هستند – استفاده از انرژی، انتخاب مکان، مصرف آب و انتخاب مواد و متریال. این زیرمجموعه از معماری داخلی بر یافتن راه‌های خلاقانه و جامع برای ساخت سازه‌های موجود جدید یا تطبیق‌دهی یکپارچه‌سازی با سیستم‌عامل که تأثیر کمی بر محیط زیست دارند، تمرکز دارد. جنبش دوستدار محیط زیست در حوالی دهه 1970، زمانی که بحران بزرگ انرژی رخ داد، به موضوع مهمی تبدیل شد و افراد را از مشارکت خود و اقداماتی که می‌توان برای کمک به کاهش اثرات آن انجام داد، آگاه کرد. مفهوم پایداری در معماری داخلی در چند دهه اخیر با کمک و پیشرفت های تکنولوژی، بکارگیری مواد جدید و مفاهیم کارآمد که هنوز جنبه زیبایی شناختی یک طراحی را به ارمغان می آورد، اوج گرفته است. در سال‌های گذشته، وقتی نوبت به طراحی زیست‌محیطی می‌رسید، کهنه و فاقد الگوهای زیباشناسانه، ظرافت و طراحی کلی بود. که به ناچار شهرت سبک یا شیوه زندگی “هیپی” را دریافت کرد. امروزه با اهمیت مسئولیت پذیری در زمینه محیط زیست و داشتن گزینه های متعدد مواد و تمایل به معیارهای طراحی زیبایی شناختی، این موضوع بسیار دور از ذهن است. طراحی پایدار در حال حاضر یک روش ترجیحی و مطلوب برای تفکر و ساخت است که زمینه ای رو به رشد دارد.